متن آهنگ با من قدم بزن از علی سورنا

12 ژانویه 2014 علی سورنا ، متن آهنگ ها

با من قدم بزن با هر دردی که همراته
محکم به اندازه ی لبخندی که فریادِ آروم زیر خاکستر
با من قدم بزن امشب ، با هر چی که توو دستاته
هر کفشی که توو پاته
با من قدم بزن من هوایِ تو رو نفس میکشم
دست بیار به سمتم از کلِ دنیا دست میکشم
دلیل بیداریه تووی شبهایِ منن روزای تو
حرفه ای ترین قاب بسته روی لب های منن گوشای تو
با من قدم بزن رفتن تقدیر پاهاته
سکون مرگ انسان بودنه ، حرکت دلیلِ آغازه
یا آیینه رو بشکن ، یا فکرارو ازش بکن
با احساس و قدم امشب با من قدم بزن ، امشب باش
با من بیا به حرمت صدا و خوندن
از خون و بودن و غرور و موندن
از جون توو راه هایی که پُرِغربت بود
عابر شدن که جرات بود ، بالا رفتن رویا بود
زمین نخوردن قدرت بود ، زمین نخوردیم
با من بیا به حرمت نگاهِ
هنرمندی که رنجی نداشت ، رنجیدنش واست
ندیدی جنگیدنش رو، ندیدی ترسیدنش رو
ندیدی ، شاید یه روزی فهمیدیش
شاید یه روزی فهمیدمش
باهام بیا تا نخشکه ، اون چه کاشتیم هنو نمرده
کسی دیگه نپرسه
میتونم بپرسم به حرمت اون هنرمند ، که از ترس نمرده
شاید اصلا نبرده ، ولی برچسب نخورده
بیا حتی اگه دوره ، اگه سرت رو تنت مغروره
شب قدم بزن از جونت ، اگه شب قدم زدن ممنوعه
توو راهی که آروم نمیشد ، هیچی بهتر از قانون نمیشد
بیا به حرمتِ له کردن قانونی که به قانون نمیخورد
با من قدم بزن من هوای تو رو نفس میکشم
دست بیار به سمتم ازهمه دنیا دست میکشم
دلیل بیداریه تووی شباهای منن روزای تو
حرفه ای ترین قاب بسته روی لب های منن گوشای تو
با من قدم بزن ، محدودیت دیدته
نه کشور نه دینته ، نه کلِ سرزمینته
وقتی چشات خوب ببینه ، کسی نمیتونه چوب بچینه
توو چرخه چرخ بزن ، توو چرخه چرخ بزن
با من بیا به حرمتِ سنگایی که هست دور پامون
دیدنی که هست توو چشامون ، به حرمتِ دشمنامون
آزاد بودنو حس کنیم ، یه قطره بسه از کلِ بارون
به حرمت تفاوتِ ، نگاه ما با هم دوره هامون