متن آهنگ درخت گردو از علیرضا قربانی

15 اکتبر 2021 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها
از کوچ چه داری به غیر از داغ سفر از عشق چه دارم به غیر از خون جگر آغوشم تا همیشه خالی است تا عطر تو در این حوالی است فریاد زدمت همه شهر نامت شد لرزید از نام تو تاریکی آنجا باور کردم نزدیکی برگرد به تنم که منم آغوشت ای داد از کابوس تنهایی هر لحظه یاد من میایی به تنم باز آ وطنم که دل از حسرت بکنم فریاد زدمت همه شهر نامت شد لرزید از نام تو تاریکی آنجا باور کردم نزدیکی برگرد به تنم که منم آغوشت ای داد از کابوس تنهایی هر لحظه یاد من میایی به تنم باز آ وطنم که دل از حسرت بکنم به تنم باز آ وطنم که دل از حسرت بکنم

متن آهنگ خیال خوش از علیرضا قربانی

9 آگوست 2021 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها
تو آه منی اشتباه منی چگونه هنوز از تو میگویم تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی غریبه ترین آشنای توام که میشکدم این فراموشی تمام منی نا تمام منی چه بغضی بدی در گلو دارم بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم

متن آهنگ شروع ناگهان از علیرضا قربانی

9 آگوست 2021 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها
بی سر و سامان تو شد شانه ی سر خورده من رنگ بزن بر لب این خنده ی دل مرده ی من ساکت تنهایی من حرف بزن با شب من شور تماشایی من شعر بخوان با لب من بغض منی آه منی حسرت دلخواه منی دوری و دلتنگ توام زخمی و همراه منی من غم پنهان توام حال پریشان توام پلک بزن تا بپرم مستی چشمان توام جان منو جهان من فقط تو هستی قرار بی زمان من فقط تو هستی شروع ناگهان من فقط تو هستی دلیل گریه ی منی عذاب من نه پر از شنیدن منی جواب من نه تو روی دیگر منی نقاب من نه نیست در اقلیم کسی این همه بی هم نفسی بی همگان منتظرم تا تو به دادم برسی عصر غم انگیز توام حوصله کن ابر مرا عاشق یک ریز توام معجزه کن صبر مرا بنده زده پای مرا گیسوی زنجیری تو میکشدم میکشدم لحظه دلگیری تو جان منو جهان من فقط تو هستی قرار بی زمان من فقط تو هستی شروع ناگهان من فقط تو هستی دلیل گریه ی منی عذاب من نه پر از شنیدن منی جواب من نه تو روی دیگر منی نقاب من نه

متن آهنگ هم گناه از علیرضا قربانی

9 آگوست 2021 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها
من تفنگی شده ام رو به نبودن هایت رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم نزدیک کنم بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم شلیک کنم خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم خواب میبینمت از خواب نباید بپرم خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت عصر تلخی که به جز خاطره ای قرمز نیست عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست یک دو راهیست که از گریه به دریا برسم به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد

متن آهنگ عاشقانه نیست از علیرضا قربانی

9 آگوست 2021 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها
شیرین من بمان مگر این روزگار تلخ فرهاد خسته را به نگاهی امان دهد در زلف شب گره بزن آن زلف مست را شاید شبم به سوی تو راهی نشان دهد حرفی بزن که عشق به هر واژه گل کند ما را نصیب دیگری از این زمانه نیست با من از عاشقانه ترین لحظه ها بخوان حتی اگر هوای دلی عاشقانه نیست با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم با من بخوان شاید شبی که میبرد افسانه ی مرا روزی برایم از تو نشانی بیاورد شاید همین ترانه که بر دوش باد رفت در جان خسته تاب و توانی بیاورد با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم با من بخوان

متن آهنگ پل از علیرضا قربانی

14 مارس 2019 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها

من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخوام از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روزهای بیقرار
هیچکس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچکس حال منه دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویرانترم
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخوام از این هم با تو تنهاتر شدن

Music: Hesam Naseri
Lyrics: Ahmad Amir Khalili
Arrangement: Hesam Naseri
Coveer Art: Masoud Zakeri

متن آهنگ عشق آسان ندارد از علیرضا قربانی

25 جولای 2018 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها

گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد
گرچه گل تاب طوفان ندارد
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
هم نشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد
گرچه گل تاب طوفان ندارد
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
هم نشینی جز باران ندارد
آن بهاران کو آن روزگاران کو
زیر باران آن حال پریشان کو
باز آن من آسیمه سر بی بال و بی پر مانده
جای تنهایی در سینه ها مانده
رفته مجنون و لیلا به جا مانده
از رسمی و مینا و می اشکی به ساغر مانده
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد
گرچه گل تاب طوفان ندارد
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
هم نشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد
گرچه گل تاب طوفان ندارد
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
هم نشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد
عشق اگر عشق است آسان ندارد
گفتی از پاییز باید سفر کرد
گرچه گل تاب طوفان ندارد
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
هم نشینی جز باران ندارد

متن آهنگ لیلا از علیرضا قربانی

16 جولای 2018 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجایی
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
اگر شب هست و فردا نیست اگر راهی به رویا نیست
چه آهو ها که در چشمان لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن
کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجایی
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه میگویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
اگر شب هست و فردا نیست اگر راهی به رویا نیست
چه آهو ها که در چشمان لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن

Lyrics : Ahoura Iman
Music : Satar Ouraki
Arrangement : Satar Ouraki

متن آهنگ خانه آبی از علیرضا قربانی

14 مارس 2018 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها

خانه ام آبیست
دیوار روبرو تاریک و پشت سرم آبی
هر صبح وقتی یک چشم باز میکنم و چشم دیگرم در بالش خاکستری زیر سرم فرو رفته است
تنها تا فرصت طلوع خورشید رد قلم هایت را بر دیوار رو به رو میبینم
انگار با جزر و مد دریا روزهایی که دیوار آبی را رنگ میزدی زنده میشود
سر برمیگردانی
صورتت پر از نقطه های آبی و لبخند گوشه ی لبانت سرد است
وسط تابستان نزدیک غروب اتاق آبی خالی
من رو به پنجره مقابل باد نشسته بودم
تصویری خام از حضورت آنی بود و آن دیگر نبود
گفتی نرفته ها را باید رفت
خندیدمو با خود گفتم کدام نرفته ها
خواستم بگویم من که با تو تمام بودنم را رفته ام
اما نگفتم
گفتی آخر در سکوتت حل میشوم
تنها میروم تنها میشوم
ما که تنها نبودیم
تو بودی من دیوار آبی
اما نگفتم
قلمویی که به دست داشتی چالاک به دیوار کشیدی
خورده های رنگ به صورتت پاشید
بلند خندیدی گفتی
نگاه کن مثل همین رنگ ها به دیوار پاشیده میشوم
باز هیچ نگفتم تنها نگاهت کردم
تو مرا از بر بودی
گفتی فرصت گفتن کم است و فرصت دیدن در خیال تا ابد
قلمو از حرکت ماند
رنگ آبی از دیوار سرازیر شد
چشمانت میدوید و رد رنگ را دنبال میکرد
مثل من که رد چشمانت را روز ها دویده بودم
ستاره ها روشن میشدن غروب طی میشد
رنگ زدن دیوار تمام میشد و
تو در من شروع میشدی
تو در من شروع میشدی و در خودت تمام
هر دو خسته بودیم از پنجره دریا را دیدی
چشمانت را بستی و پا به قاب در گذاشتی
دلم تکانی خورد که نگذارم بروی
اما هیچ نگفتم باز
گویی مرده بودم
هجده سال است که مرده ام
من مرده ام
دریا مرده است
آسمان مرده
قاب در پوسیده و مرده
پلک هایم مرده
دیوار اما هنوز آبیست
آبی ژرف که تو را با خود برد
بغض از زیر دستانت گلویم را میفشارد
سکوت بر لب دوخته ام
می اندیشم به حرف هایم که ناگفته ماند در خیال تا ابد
چشمم را میبندم
بالش خاکستری سرد است و خیس است و آبی

Music: Peyman Khazani

متن آهنگ سجده عقل از علیرضا قربانی

22 می 2017 علیرضا قربانی ، متن آهنگ ها

♪♫♪
حال من خراب را شهر نماز میکند
قبله به سوی قامتت راز و نیاز میکند
حال من خراب را شهر نماز میکند
قبله به سوی قامتت راز و نیاز میکند
عقل به سجده میرود عشق قیام میکند
هستی من چو دوزخی مست سلام میکند
♪♫♪
شرم ندارد از تو من چهره ی من بیان کند
صورت من چو شعله ای رنگ هوس عیان کند
خرقه ی من به خواب او گم شد و من به سوی او
راه سفر گزیده ام تا برسم به کوی او
حال من خراب را شهر نماز میکند
قبله به سوی قامتت راز و نیاز میکند
حال من خراب را شهر نماز میکند
قبله به سوی قامتت راز و نیاز میکند