متن آهنگ سرما از فرشاد

8 مارس 2020 فرشاد ، متن آهنگ ها

ممنوع بود ، بوسه ها توو شهرِ من
متروک بود ، کوچه های سرده شب
صدا ، پوسید توو تبِ غم
ممنوع بود ، نفسِ گرم توو سرما
توو سرما ، توو سرما
وقتی که زمان به ثانیه نمیده بها
دقیقه از حالِ بد نمیشه رها
وقتی که انجماد گریبانِ قلبا رو گرفت
ساعتِ خوش نمیومد به دیدنِ ما
ول کن نبوده مونده خستگی به تن
مُهلک ترین سم بوده زهره نیشِ غم
وقتی حماقت میشه بویِ عطر
همیشه خوش بوئه مَرده خیره سر
کمدا از لباس پر قفسه ها أ کتاب خالی
همه هویتا جعلی
تا که بگن ماها فرق داریم توو پریم
پر از جنجالیم الماسیم
برف هست هیزم هست ، سرما نیست
میخوان راه براشون باشه باز
واسه مصرفا تووی خواب خفه کنن داد و ناله ها
میرسه به گوش درمیادش بوش
یخِ بدن آب میشه وقتی خون میرسه به جوش
آدمای مریض حالِ این دنیای غریبانه
دورو وَر زیادن ولی نگیرشون جدی
اونایی که نمیتونن اهلِ انتقادن
دائم چیدن مانع پشتِ مانع نگیرشون جدی
هیچی نیست عادلانه عاقلانه اینِه
عاشقانه بایستیم توو صفِ زندگی شاعرانه
حالا که به کامِ ما نیست راحتی و شادمانی
قطعِ امیده کامل از گروه ها و پارلمانیم
خودمم و خودم سازِ مخالفم شکستنی نیست
کشیدنِ نفسِ گرم سخته ولی
تووی هنجره‌ ام سکندری نیست
اگه زنده ام پیشِ مرگ گذاشتم گرو ریش
گرمای بی قوم و خویش با چشای خیس
بدونِ آئین و کیش داد میزنه دلم میشه ریش
نمیتونم گاف بدم ، بازم باید راه برم
توو سرما ، توو سرما ، توو سر ما

متن آهنگ سیلی از فرشاد

8 مارس 2020 فرشاد ، متن آهنگ ها

خطابی به زنِ اجاق کوره عدالت
به همه توله های لندهوره قضاوت
به هرکی تاخت به جیبات
هرکی بهت یاد داد نجنگی و ببازی بی سماجت
خطاب به روحِ منحوس و سرگردونِ
تسخیر کننده ی جسمِ آدما
به اونا که چاقن با حقِ لاغرا
دلیلای اشکای تلخِ مادرا
خطاب به ملیجکِ درباری
به همه شته های پا میکروفون هایِ سره کاری
به معمارای ناهمواری با دستای آلوده
به نجاره سازنده ی درِ درمالی
خطاب به لایه های لای مایه داریا
خطاب به نشسته ها پایِ خاله بازیا
خطاب به پاسبونِ افتاده‌‍‌ ی با ریا
خطاب به دکترای مال مالیخولیا
به صاحبای چاقوهای قتلِ قافیه
خونِ مزدوری تووی تنت جاریه
میاد بوی پولِ گوشتت از لایِ پای فمنیسم
شیرخواره های پستِ پستونِ هرزِ حاشیه
به پفیوزایِ مزه خور
شارلاتان با لباسِ پروفسور
ولی دله دزد
شیکمایِ پُر مغز خالی منصب و پُست
هنراِ لبِ حوض برا موز
خطاب به اونی که سال هاست میخواد منو رَنده کنه
کُنده رنده ات تو که هیچی صاحبت هم تقه خوره
من یه ضربم که محصولِ زندگی توو قلبِ دردم
مانع ها برید کنار که نمیدونم دنده چَندم
مسمومِ خاک صحنه ام
برام نکن صحنه سازی
شک به رپ توو قلبِ ما نی
میدم کلِ خرجِ بازی
رو دیوارای فصولِ سرد بکُنیم کنده کاری
خطاب به دلیلای این روزایِ زهره ماری
اون روی سکه ام ، وسط جبهه ام
همیشه پنهان اون روی ِ قصه ام
اون رویِ سکه ام ، بدونِ بدعت
نیستم قابلِ پیش بینی ، مثِ سیلی
مثِ سیلی
بدونِ چفت و بس درِ دهنِ رپم
وسطِ خطر ، نمیدم کلمه هدر
مالیدم شرف به تنم
به درک که بهم صدمه زدن
بی حقوق توو این حوضه از همه طلبه ترم
غلطه همش ، ذره به ذرش
خشتِ اول کج ، تا ثریا کج
ولی این کجیا به من یکی غلبه نکرد
غلطه همش
نمیخواستم به گَله ی گوسفندا بچَرم
من با شعرم شر میکنم به پا
جنونِ هیپ هاپو لمس میکنم به جات
سهمِ پرنده ها شکارِ با تیره
من پروازو از تیر میدمش نجات
معرکه میگیرم با ماورایِ قدرت
پاره میکنم زنجیر میذارم رو سینه سنگ
لقِ همه رقما ، قصدِ عددا
اینه عوضت بکنن لابه لای شهرت
وقتی واژه ها رو باد میبَره
مُردابو میکُشن نیلوفر باتلاق میخَره
دست و پا زدنِ زیاد یعنی غرق
ولی من اونم که دل به دلِ شاهراه میزنه
مِلاکِ من نیست خط کشایِ جماعت
فهمیدم که کسی باز نمیکنه دَری برا من
بهمن سایه میندازه رویِ سرم سراسر
من یخو آب میکنم با ژرفایِ حرارت
اون روی سکه ام ، وسط جبهه ام
همیشه پنهان اون روی ِ قصه ام
اون رویِ سکه ام ، بدونِ بدعت
نیستم قابلِ پیش بینی ، مثِ سیلی
مثِ سیلی

متن آهنگ ازت میخوام از فرشاد

8 مارس 2020 فرشاد ، متن آهنگ ها

میدونم که گیری توو این بوران
میخوای دیده بشی لای کورا
میدونم که سخته
میدونم که بختِ بد رو دستِ کج
میریزه رو سرت میده میخ بهت
بدونِ در و تخته
میدونم خیلی دادی أ کف
میدونم بد مزست آشِ وطنی
روش وجب وجب رکب
میکنتت عوض اَ قصد
چه عبس نفس توو قفس
با خیاله شفقت
میدونم کمه چاره ها افقی پیدا نیست
بلندن دیواره ها سایه ها
نونو میدن به همسایه ها
توان کاهش داره لا افزایشا
سیاهی هر چقدر سفید باشن بارشا
میدونم که اسیری توو طوفانِ این چالشا
تختتو دزدین راضی باشی به این بالشا
رویاهات میدزدن راضی بشی به خوابِ شب
ناخوناتو بریدن حالا تویی و خارشا
میدونم ذهنِ خسته‌ت ، میکنه فکره رفتن
با دل مردگی میخواد بزنه قید فعل گشتن
موندن به سختیِ شق‌القمره
وقتی خاک قهره بات کی به فکره ثمره
میدونم که وقتتو میکُشن ، چراغی نی روشن
میزنن میبَرن میمَکن ، خونِ تو رو میخورن
روحِ تو هی میدوزن، میبُرن
اهریمنِ گشنه نمیدونه چیه سیر شدن
توو ظهوره ستاره ها ، تاریکی هم نقش داشت
از ته دل داد میزنم ، توو صورتِ ترسام
حس میکنم که رو تابم ، یه اتفاقم
رستگاریمه پرواز و افتادن
ازت میخوام اگه خوردی شکست از سرما
گریه ها و لرزشاتو تبدیل بکنی به رقص
بگیری به خودت سخت ولی نسپری به بخت
یه جوری پاشی زمین زیرت بکنه نشست
ازت میخوام که بدونی قدره خونی که توو رگِ
که اگه خودت خالیش کنی
یعنی قبول کردی پیروزیِ محضِ دشمنو
هرکی هست هر چی هست
بذار داشته باشن قصده کشتن و
ازت میخوام ، بازم برداری گام
توو عصره فحاشی ها رو به روت قشونِ ضد
ما مسلح تا دندون با لبای خندون
توو فکره تصاحبِ چرخِ گردون
ازت میخوام بشی با خودت طرف
استعدادتو نکنی تلف
زندگی یه تله‌ست ، غولِ آدم خوره با ولع
حال میکنه با مزت ، وقتی داری هدف
ازت میخوام که حیف نشی
بسازی یه تصویر تا که غیب نشی
اگه سوز میومد و باد لباساتو کَند
فکراتو ول ندی ، به دل بگیر ولی به گل نشین
ازت میخوام که باز تجربه کنی عشقو
که عاشقا فاتح‌ های روزگاره پلیدن
و فاتح ها صاحبای خونه های جدیدن
و خونه ها سنگر جلو آدمایِ کثیفن
توو ظهوره ستاره ها ، تاریکی هم نقش داشت
از ته دل داد میزنم ، توو صورتِ ترسام
حس میکنم که رو تابم ، یه اتفاقم
رستگاریمه پرواز و افتادن
توو ظهوره ستاره ها ، تاریکی هم نقش داشت
از ته دل داد میزنم ، توو صورتِ ترسام
حس میکنم که رو تابم ، یه اتفاقم
رستگاریمه پرواز و افتادن

متن آهنگ فریب از فرشاد

8 مارس 2020 فرشاد ، متن آهنگ ها

عادت دارم به گارده بالا
رقصِ پا میکنم رو خاره پاهام
اعتماد به طنابای رینگ ندارم
پشت گرم به داغِ خاطره‌ هام
پا پیچمی پا نمیدم
واسه سگ‌ هات قلاده میدم
رد کردمش هفت خانو
رد میشه هفتاد خانِ دیگه هم
با فکرِ کوتاهت اندازم نزن
که به هفت جدو بعدت اندازه میدم
دستات پُر بود که داستانات خالین
با دستای خالی من افسانه میشم
میکنم سینه سپر
جلو هرکی میماله شیره به سر
خوبیِ تو مدیونه بیمه‌ی شر
من جاریم تووی بیمه ی شهر
میبیننم سعی نمیکنم دیده بشم
میکشی سَرک توو حیطه ی من
بد وا میدی اگه آبِ سرد وا بشه
چشمات خیره به شیرجه‌ ی من
دورم کشیدن خط
گفتن خو کن به شکنجه‌ ات
راست نمیگفتن کشیدم چپ
گفتن چپ باشی میشه بدتر
گفتن جهت بگیر میشه اوضاع به کام
گفتم راه میرم أ وسط
گفتن پاهاتو میبُریم از جاده ها
گفتم جون میدم لای حرکت
جادوش دیدمو تیره میخواست
همه رو کشته بود دیه میخواست
بادو فرستاده تووی سرما
بی لباسم کی گیره میخواد؟
پره رازم سینه میخوام
زنجیر نه زنجیره میخوام
کلی دست هنوز منتظرن
پرده فروشا حیله میخوان
ساقی و فتواش دعوای کودکای فحاش؟
طعمه های صیاد ، فریب فریب فریبه
همه‌ی مهره‌ ها ، گرگا و طعمه ها
اشکای لوده‌ ها ، فریب فریب فریبه
نه به دستبندای قانون
نه به قانون های دستبند
نه به رفتن تووی موندن
نه به حسرت بعدِ رفتن
نه به ترفندای ساحره ها
نه به هرکسی کرد ساده نگاه
هممون حاصلِ اتفاقیم
نه به تکذیبِ حادثه ها
نه به لاتا الا تلاپی
نه به رپکنِ معاملاتی
رازه خلوت ها مالِ منه
نه به شنوده مخابراتی
تا وقتی هنوز آبشار هست
نه به همه ی فواره ها
نه به چاقو و قداره ها
نه به بزرگی همه آره ها
میونِ این آسمونِ سرد و سیاه
ُپر از ابرای وهم و ریا ، خورشید مرد
خودکار و جوهرا مینوشتن
که مدادِ هنر توقیف شد
نه به بازی ، نه به شرطا
نه به راضی نه به افسار
دیره بعدها ، همین الان
نه به دیروز نه به فردا
نه به جشنواره ها نه به جوایز
نه به قواعد نه به شرایط
نه به فرمایشا نه به تخریب
نه به تکریم ، نه به جراید
بازه هنوز کتای کلام
ننوشتن فرجامِ برام
لوتی گری آئینمه
نه به نالوتی های زمان
نقشِ من نبشِ قبرِ رپ
قلبم تهه دره رفت عشق است
سعی نمیکنم از صحنه در برم
هر جا همه میگن بله نه بگم
اگه در به در بشم حتی
فرشادم هنوز
همه چالشام با نداشته هاست
مغرورم به خاطره داشته هام
جون میکَنم واسه خواسته هام
ساقی و فتواش دعوای کودکای فحاش؟
طعمه های صیاد ، فریب فریب فریبه
همه‌ی مهره‌ ها ، گرگا و طعمه ها
اشکای لوده‌ ها ، فریب فریب فریبه