متن آهنگ سوال بزرگ از گوکچه کرگیز

27 آگوست 2020 گوکچه کرگیز ، متن آهنگ ها

دستات کجای قصه جا مونده
دستایی که پشت و پناهم بود
مشکو به دندون می کشه اون که
تنها علمدار سپاهم بود
تیر از چپ و از راست می باره
سقای من لب تشنه جون می ده
ماه بنی هاشم به خاک افتاد
این خاک خیلی بوی خون می ده
تنها امید لشکرم بودی
غرور چشمای ترم بودی
دست بریده ت پشتمو تا کرد
تو تکیه گاه آخرم بودی
گلی که روی دست من پژمرد
چشمش به مَشکی بود که پر پر شد
تیر سه شعبه جای آب آخر
سهم گلوی علی اصغر شد
‎رود فرات غرق خجالت شد
‎وقتی که تو لب تشنه برگشتی
‎واسه یه جرعه آب می رفتی
‎لبریز تیر و دشنه برگشتی
‎تنها امید لشکرم بودی
‎غرور چشمای ترم بودی
‎دست بریده ت پشتمو تا کرد
‎تو تکیه گاه آخرم بودی