متن آهنگ شب بود از دلسا

شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی‌جان بود
در فکر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
می کوشیدم بهرش از جان و دل
می بردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار
آخر بر من و یار
با بوسه‌ای ، گرمی به او دادم
با لبهایی چون قند
بر رویم زد لبخند
برد آنهمه رنج و غم از یادم

Music: Abbas Shapouri
Lyrics: Naser Rastegarnejad
Arrangement: Armin

نظرتون رو با ما در میان بگذارید

Subscribe